محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )
79
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )
آمده در محلهء ويجويه منزل نمود . بعد از چندى به رحمت ايزدى پيوسته در همانجا كه تكيهگاهش بود دفنش نمودند . تاريخ وفات آن جناب معلوم نيست و از مرقدش هم علامتى نمانده . گويند قاضىزادهء رومى كه در فنون فضائل شهرهء آفاق است مريد و ملازم او بود و حضرت خواجه ضياء الدين تركه و مولانا شرف الدين يزدى و شاه نعمة الله كرمانى كه هريك بحرى مواج بودهاند از تلامذه و مريدان آن حضرت بودهاند . و الله اعلم بالصواب . در بيان احوال سيد عالىنسب آقا سيد اسماعيل آن بزرگوار از سادات عالىدرجات شنبغازان دار السلطنهء تبريز بوده و هرگز نماز شب از آن جناب فوت نشده بوده . تحصيل مراتب در خدمت مولانا جلال الدين دوانى كرده وقتى كه مىخواست مرخص شده به تبريز بيايد مولانا را وداع كرده برگردد ، مولانا مىفرمايد كه اين سيدزادهء تبريزى از درخت طبيعت ما ميوههاى رسيدهء ما را چيد و برد ، اما آن سيدزادهء استرابادى - يعنى مير جمال الدين - ميوههاى رسيده و نارسيدهء ما را برد ! چون وارد تبريز شد حضرت شاه اسماعيل صفوى نقابت دار السلطنه را خواست به آن جناب سپارد . قبول ننمود . مدت دوانزده سال در مسند ارشاد متمكن شده طريقهء عليهء تشيع را رواج مىداد . شرح اشراق و شرح فصوص الحكم از جملهء مصنفات اوست . شنيدم زمانى كه سلطان سليم رومى به تبريز آمد خواست آن جناب را با خود به روم ببرد ، سيد خود را به ناخوشى زده سلطان سليم لا علاج مانده در وقت رفتن به كوتوال قلعه كه از اهل روم نهاده بود سفارش آن جناب را نمود كه بعد از بهبودى با تدارك تمام او را روانهء قسطنطنيه نمايد . اما اين آرزو در دل سلطان سليم تا قيامت ماند . بعد از چند روز از رفتن قيصر [ 32 ] شاه جهانگشا شاه اسماعيل وارد تبريز شده كوتوال قلعه با پاسبانان شهر به قتل رسيدند . مجملا در سال نهصد و بيست و هشت هجرى يك سال قبل از وفات شاه اسماعيل